شيخ حسين انصاريان

16

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

مشمول نوعى از نعمت و احسان پروردگار هستند ، چنان كه برادران يوسف با يوسف همين رفتار را در پيش گرفته بودند . إذا قالُوا لَيُوسُفُ وَ أخُوهُ أحَبُّ إلى أبينا مِنّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إنَّ أبانا لَفى ضَلالٍ مُبينٍ * اقْتُلُوا يُوسُفَ أوِاطْرَحُوهُ أرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أبيكُمْ وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحينَ » « 1 » [ ياد كن ] هنگامى را كه برادران گفتند : با اين كه ما گروهى نيرومنديم ، يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب‌ترند ، و قطعاً پدرمان در اشتباه روشن و آشكارى است . * [ يكى گفت : ] يوسف را بكشيد و يا او را در سرزمين نامعلومى بيندازيد ، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود . و پس از اين گناه [ با بازگشت به خدا و عذرخواهى از پدر ] مردمى شايسته خواهيد شد . داستانى عجيب در حسد حسد بيمارى مهلك و عجيبى است كه گاهى آتش اين بيمارى خودِ انسان را گرفته و به ديار عدم و نيستى و مرگ و هلاكت مىبرد . نويسندهء كتاب « الضوء اللّامع » داستان عجيبى دربارهء حسد نوشته است : « مردى كه معاصر با موسىالهادى بود و در بغداد مىزيست ، نسبت به يكى از همسايگان خود حسد مىورزيد و با تمام امكاناتش عليه او مىكوشيد ، ولى نتوانست به او زيانى برساند . بردهء خردسالى را خريدارى كرد و او را تربيت نمود تا سرانجام پا به سنّ جوانى و رشد گذاشت . روزى به او دستور داد كه وى را روى پشت بام منزلِ حريف و موردِ حسدش به قتل رساند تا همسايهء او را به جرم قتلش

--> ( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 8 - 9 .